مخصوصاً، يكي از اقتباسها به نام سرود انطاكيه، كه در اوايل سدهٴ دوازدهم، توسط ريشار زاير بهزبان فرانسه نوشته شده، و يك سدهٴ بعد، گرندور دوئهاي آن را بازنويسي كرده، داراي اهميت ويژهاي است. اين يكي از
ترانههاي اعمال1 بود،2 و قديميترين اثري كه به يك واقعهٴ معاصر تعلق داشت. اين منظومه نشان ميدهد كارهاي شهسواران مسيحي در كشورهاي افسانهاي و مقدس شرق تا چه حد، توجه عامه را برانگيخته بود.
ژيلبر نوژاني بيشتر بهخاطر تاريخ جنگهاي صليبي معروف است. ولي او آثار ديگري هم نوشت، از قبيل رسالهاي راجع به قديسان، كه در آن ترديد خود را نسبت به بسياري از آثار متبرك بر جاي مانده از قديسان ابراز داشت؛ و يكي از مهمترين شرح حالهاي خودنوشت در قرون وسطا بود، در سه قسمت كه قسمتهاي دوم و سوم شامل سرگذشت صومعهٴ او، جامعهٴ اشتراكي صومعهٴ لان است.
اوردريك ويتال3 در انگلستان زاده شد، ولي در سن اورول نورماندي زندگي كرد. او تاريخي مربوط به زمان مسيح تا 1143 نوشت، به نام تاريخ كليسا، كه بهترين تاريخ نوشته شده در فرانسهٴ سدهٴ دوازدهم، است.
رسالهٴ ديگري4 كه يكي از زايران سانتياگودو كومپوستلا براي استفادهٴ زايران ديگر نوشته، حاوي قديميترين اشارهٴ صريح به مردم باسك است. اين رساله روابط ميان گاليسيا و فرانسه را، كه سيل دائم زايران مانع از قطع آن ميشد، شرح ميدهد.
روبر توريني نورمان5 در فصل بعدي، كاملاً معرفي خواهد شد؛ ولي در اينجا ميتوان گفت كه او پيش از 1139،
تاريخ دوكهاي نورماندي را از نو تحرير كرد. فيلسوف پاريسي هوگ سن ويكتوري6 يك عقيدهٴ قديمي را از نو پيش كشيد كه بهموجب آن تمدن از شرق به غرب جريان مييابد و هنگامي، كه به غربيترين نقطه برسد پايان جهان فرا ميرسد. سوژر سن دني7 زندگينامهٴ لوئي ششم و لوئي هفتم را نوشت؛ ولي آثار ديگرش كه به شرح ادارهٴ صومعهاش مربوط ميشود از لحاظ تاريخي باارزشتر است؛ در واقع آنها درشمار با ارزشترين اسناد تاريخي آن عصر، است.
7. ايتاليايي. ليوي اوستيايي تاريخ صومعهٴ مونته كاسينو را از پيدايش آن در 529 تا 1075 (1094؟) تدوين كرد؛ پييروي شماس آن را تهذيب كرد و تا سال 1139، ادامه داد.